این سرخ گونه
هرگز سخن از درد
نرانده ست...
درون اتش می زید
و هراس را با او
یارای برابری نیست...
خاموش نشسته به انتظار
زخم را
و گلوله را پاس می دارد
تا ان روز
کز جراحت سهمگین خویش
پرچمی برافرازد...
این سرخ گونه
خاموش نشسته به انتظار
تمامی تن من
سرزمین من است...
* خسرو گلسرخی

